تبليغاتX
نرگس دختر خورشید

به نام تو که دفتر امروزم را دیروز نگاشتی ...!


سلام

 خواب دیشبم ... معجونی از اضطراب ... ترس ... ترس ... دلشوره ... باز هم ترس ... توو خواب حالم داشت به هم می خورد ... حالت تهوع ... از ترس می خواستم فرار کنم ... ولی هیچ مکانی نبود که بهش پناه ببرم ... هر جا می رفتم ... منو می دید ... هر حرفی می زدم ... می شنید ... حتی نمی تونستم فریاد بزنم ... دیدمش ... بر بالای یه سکوی بلند ایستاده بود ... انگار جایی کنار دریا یا اقیانوس ... باد موهای بلندش رو همراهی می کرد ...چشمان ترسناکش مشغول فکر کردن بودند ... هیز شده بود به من ... با چشماش هم می شنید و هم می دید ... لباس سیاهش همرنگ ترس من بود ... می ترسیدم ... از شدت ترس از خواب پریدم ...!!

من خواب ""شیطان"" رو دیده بودم ....!!


برای بار دوم که خوابیدم .... 

این بار به جای خواب .. تعبیرش رو می نویسم ....تعبیر خواب دوم ...::
 
"" اگر فردی را که در خواب می بوسی محرم ات بوده باشد ... نشانه ی سفر به مکه است ..""


از درد دارم می افتم ... به زور قرص و دارو روو پام ... می دونم تا 7-8 روز دیگه هم باید این درد رو یدک بکشم ... نمی دونم دندونپزشک ها با این دندون عقل چه مشکلی دارن که هی دستور به کشیدن اش می دن ...! همش دراز می کشم از درد ... دیروز سر کلاس از شدت درد دستم رو روی صورتم فشار دادم ... اومدم خونه ... متوجه شدم دهانم خونی شده ... تا دو سه هفته ی بعد هم که از نوبت دندون پزشکی خبری نیست ... خدا رحم کنه .... !

دیروز خواستیم فیلم علی سنتوری رو ببینیم ... مث اینکه داریوش خان راضی نبودن ... حتی نتونستم به ثانیه دوم فیلم برسم ...!! این همه افه ی فیلم اومدیم توو خونه ... تازه کل اهل بیت به خاطر ما صبر کردن و منتظر موندن ... وقتی هم  استارتو زدیم .... کلی حال گیری ....!!!!! به استاد هم  گفتم آدم آب دریا رو با چنگال بخوره ولی اینجوری ضایع نشه ... ! البته قرار شد استاد یه زنگ واسه داریوش خان بزنن ..!!!!

دو سه روزی می شد که به خاطر درد دندون از حال و روز گنجشک ها مون غافل بودم ... هر روز صبح میومدن روی درخت زیتون کنار پنجره اتاقم و سروصدا می کردن ... تا براشون نون خرد کنم ... ولی اونقدر درد داشتم که حتی نمی تونستم از جام بلند شم ...امروز صبحی براشون نون ریز کردم و بردم زیر درخت زیتون ریختم ... ولی هنوز نیومدن ... از درخت زیتون گفتم .. وزیر جنگ و فرمانده ی کل می خوان دار و درخت ها رو بزنن ... این بین دلم از همه بیشتر واسه زیتون تنگ میشه ... البته فعلا که خبری نیست ... و شکر خدا همشون روو پان .. ولی اگه زیتون توو حیاط نباشه .. نمی دونم چرا بین تمام درخت ها ی دنیا ... دلبستگی خاصی به زیتون دارم ... !


دیشب ارغوانی اس ام اس داد که بزن شبکه سه .... تلویزیون خاموش بود .. روشنش کردم .. دیدم همون مداحی که در  دهه اول محرم ازش مداحی " انا مظلوم حسین" رو زیاد می دیدیم .. داره حرف می زنه ... نمی خوام از این آقا طوری حرف بزنم که ازش سمبل و یا یه بت بسازم ... ولی خداییش یه مقایسه بین مداحی هایی که تلویزیون در ایام محرم به زبان عربی پخش شدن.. خیلی واضح و دقیق بهمون نشون می ده که بعضی از مداحان ایرانی( و شاید بشه گفت متناسفانه اکثرشون ..) برای گریوندن عزاداران به هر کلامی متوسل می شن ...حالا بماند که در لوای مداح اهل بیت .. پشت پرده چه کارها که نمی کنن ...( که همیشه هم پشت پرده نمی مونه ...!!!!!!!) ... یکی نیست که بر محتوای عزاداری ها و مداحی ها نظارت کند؟؟

دیشب که داشتم آف هامو چک می کردم .. یه آف جالب دیدم ... شماره ی هواپیمای برخوردی به برج های دوقلو در 11 سپتامبر ..... Q33NY  بود ... همین شماره را به همین صورت در برنامه ی  microsoft word برده و بعد از نوشتن..  فونت را به wingdings تغییر دهید ... چیز جالبی مشاهده می کنید ...!حتما امتحان کنید ..


از شنبه .. روز از نو .. روزی از نو ... باز هم باید تکرار کنم روزهایی رو که پشت سر گذاشتمشون ... ولی این بار به یه شیوه ی جدید ... برای یه هدف جدید ... و با یه روش کاملا جدید ... تا خدا چی بخواد ...!! البته لابلاش یکی دوتا برنامه هم باید بگنجونم ... مثل همین کلاس جدیدم ... و یه کلاس دیگه که شنبه باید ثبت نامش کنم ... این کلاس دومی رو به اجبار باید برم ... یعنی خونه رام نمی دن اگه نرم ..!!!

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

غروب پنج شنبه ست ... امروز هم اربعین حسینی بوده ... دستام خالیه خالی ان ... حتی نمی تونم بگم دستام پر از خالی ست ... !!! حتی رووم نمیشه شرمندگی هامو بذارم تووش و تقدیمتون کنم ... استاد بهش میگه "" کفر جلی ..."" .... خدایا ... دستامو پر از یه دعا می کنم .... فقط یه دعا ....!!

"""خدایا ..... وقتی صدات می زنم .... منو بشنو .....و یه نیگا به چشام بنداز .... همون یه نگاه تو همه ی جای خالی های زندگی مو پر می کنه .... آمین یا رب العالمین ..."""



فردا جمعه ست .. یا صاحب جمعه ..... "" کی و کجا وعده ی دیدار ما ...؟؟؟""


یا علی

نرگس | پنجشنبه نهم اسفند 1386 |