تبليغاتX
نرگس دختر خورشید

به نام تو

* ما میگیم خداحافظ ... همه اول می گن سلام ...!

* ما می گیم ..هی .. بد نیستیم ... همه می گن .. چطوری ..؟.. !

* ما میگیم .... سر کاریم بابا ... ! ... همه می گن ... کجایی این روزا ..؟!

* کاااااااااااااار ؟... نه به مولا ... توش هیچ پولی نیس ... !! مفت مفت ه ... !

* یعنی می دونی چیه .. یه جورایی دل و احساس و عقل و زندگی و روز و شب و .... .... خلاصه ٬ تا دلت بخواد .................. سرکاریم .... !!!

* گرفتی چی شد ...؟ ؟؟؟؟؟؟؟!

* خلاصه ... تریپ .. تریپ رفتنه ... می گین نه ؟ .. نیگا کنین ... !

* خب ... خب به جمالتون ... ....

* یا علی ...


نرگس | چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 |

 

به نام او که نبودش تصورم را نمی گنجد ...

۷. شماره ی هفت

* باز هم جمعه ست ... نه ؟ ...  به بهانه ی تو اومدم ... ولی خیلی زود می رم ... !

* خودت هم خوب می دونی تنفر در وجودم جایی نداره ... فقط یه خرده فکر کن تا متوجه شی چرا گفتم ازت متنفرم ... !

* تنهایی ... تاریکی ... رو مجسم کن ... ترس ٬ گورستان در نیمه شب ٬ یه قبر خالی ...

*بعضی از آدما چرا این قدر بی بخارن ... !!!

* امروز تعادل رو در دستای بابام دیدم ... هر چی سعی کردم خودم هم ایجادش کنم ... نشد .. خیلی خسته بودم .. ولی فهمیدم برای رسیدن به تعادل فقط قدرت فکری کافی نیست ... باید قدرت جسمی هم داشته باشی ... !

* ادمایی که از هم فرار می کنن ... ولی چون قطب های مثبت و منفی زندگی ان ... به هم می رسن ..!

*جمعه هفتمین روز هفته ست ... این هم هفتمین شماره ی این پست .. و این پست هم هفتمین شماره از آغاز شماره زدن ... !! .. تصادفیه ؟؟؟؟؟؟؟؟

* امروز فهمیدم اگه یه روزی به یه جایی برسم ... اولین کاری که می کنم بوسیدن دست بابا و مامانه ..!

* دوقلوها برام نوشتن ... " دوستت داریم " .... این روزا خاطرات کودکی شون رو بیشتر از همیشه به یادشون میارم ... شاید دیگه فرصتی واسه این کارا نباشه .. !

* دروغ ... دروغ ... دروغ .... ولی فقط یه دروغ گو ...!!

* تو رو خدا می بینی ؟... آش نخورده و دهن سوخته ... ! .. خدا جای حق نشسته ...

* چقدر این لاک ناخن سورمه ای رو دوست دارم ... بهم نشاط می بخشه ... !

* این نعل اسبی که بر گردن آویختم ... برای همه سوال برانگیزه .. نرگس به شانس اعتقاد داره ؟!

* نمی دونم چرا رابطه ی " مانی " و من این طوریه ... ! بهترین دوست دوران کودکی م خیلی عوض شده .. و صد البته که من صد برابر اون عوض شدم ... ولی دوست ندارم کسی بهترین دوست دوران کودکی ام رو ازم بگیره ... ! " مانی " جان ٬ بذار هر کسی و هر چیزی توی زندگی سر جاش باشه .. !! نذار کسی جای کسی رو بگیره ... کاش بفهمی اینا رو ... !!!

* یه دیوار خالی از تصویر ... یه دیوار سرشار از فریاد نام تو ... دیواری که میگه اگه نبودن٬ جای تو الان تو قلبش بود ... یه دیواری که می خواد هیش کی بهش نیگا نکنه ٬ جز من ..!

* اشک های روان ... هنوز جاری ان ... فقط یه جای دیگه و یه جور دیگه ... !

* صبح ۵ شنبه ... باز هم یه نیگا ... باز هم اجازه نداد ... ولی این دفعه اونی که اجازه نداد٬ غرور من بود .. ! .... همه چی به اون تنفری که در جمله ی دوم نوشتم بر می گرده ... کاش بدونی .... !

* کاری رو که می دونی اشتباهه ٬ انجامش نده ..... پس چرا خودت این همه اشتباه کردی ؟

* وقتی میرم تو یه وبلاگ و کلمه ی خداحافظ رو می بینم .... اعصابم تا چند روز داغون و به هم ریخته ست ....  می ترسم .... می ترسم همون فرشته ای که " ترانه" و " سینا" رو با خودش برد ... توی اون وبلاگ جولان بده ... شما رو بخدا٬ بدون خداحافظی برین ... ولی هیچ وقت نگین خداحافظ ...! مثل " ترانه" ... مثل "سینا" ... مثل ....؟؟؟ .... !

* انتظار خیلی دردناکه ... جمعه ست ... نذار تموم شه ... !

* یا علی


نرگس | جمعه پنجم مرداد 1386 |

 

به نام تو که دستمو گرفتی تو دستات ...

۶-شماره ی شش

 

* یه نیگا به سه شنبه ها میندازم ... !

مثل بقیه روزا ...

ولی قشنگی اش می دونی به چیه ؟

به اینه که می دونم یه سه شنبه ای هست که برام هیچ وقت چهار شنبه نمی شه ... !

* دارن اذان می گن ... دلم برا اذان صبح تنگیده بود حسابی ...

* عربده های یه مست ولگرد با صدای موذن آمیخته ....جفتشون دارن تو رو صدا می زنن ... !

 

یا علی

 


نرگس | چهارشنبه سوم مرداد 1386 |