حرف هایم با ...!!! | 1:31
مي شنوي صداي پاي ناله هايم را که از کوچه پس کوچه هاي سرد و تاريک حنجره ام به سوي تو خيز برداشته ... صداي قدم هاي اشک هايم را بر ناودون صورتم مي شنوي ... آسمان چشمانم را مي بيني که چگونه در غم هجرانت سياهپوش گشته ... مي بيني که انعکاس برق شادي هاي ميگساران نيز سکوت رعد نگاهم را نمي شکند... با توام خداي خورشيد.. کوير پيشاني ام را نظاره کن که در غيبت ! خورشيد زندگي بخش تو چگونه خشکيده است... صدايم را مي شنوي ..اين منم .. دختر خورشيد ..همو که در جستجوي عشق تو بيراهه ها را تجربه کرد .. او که در ذاتش عشق به بيکران فضاي ناب ذات تو نهفته بود و غم انگيز آنکه جوهره ي عشق را در محدوديت مشتي خاک به حرکت در آورد.. اف بر من..!! که نظم را در بي نظمي هاي عشق ات نديدم .. و چه گستاخم که امروز آرامش را در آشفتگي هايم از تو مي طلبم ... واي بر من که هرگز ندانستم خورشيد نخواهد درخشيد ..اگر تو بر او نتابي... سرگشتگي را با ديوانگي و جنون اشتباه گرفتم و بي نظمي هاي درونم را آشفتگي تصور نمودم.. و فرسنگ ها فاصله بود بين آنچه بود و آنچه من موجود مي پنداشتم... خداي خورشيد ..امشب چقدر تو را نزديک احساس مي کنم... و من چقدر آرامم وقتي آرامش را در تبسم نشسته بر لبانت مي بينم.. و تو چقدر مهرباني که همچنان مي خواهي التماس چشمانم را اجابت کني... " دختر خورشيد..خورشيدت را به تو باز مي گردانيم..."
نرگس | دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 |
روحت شاد..! | 0:57
ترانه .....ترنم اشک های امشب آسمان چشمانم فقط نام توست کاش به جای موهای تو....قلب من...مدل خسته میزد... ساده ی دل پاکم...آرزوی برگشتن تو محالی بیش نیست.... اما یادت همیشه در قلب من است.. نام معصومت را ..غزاله ی ترانه ی دختر خورشید...به نام زیبای خورشید پیوند می زنم و از این پس تو...ترانه ی خورشید خواهی بود..... به سوی خورشید پرواز کردی تا شاید او را مست ترانه هایت دلربایت کنی....اما عزیزکم ..دل خاکی دختر خورشید را برای همیشه در حسرت ترانه هایت باقی گذاشتی.... از تو فقط یک مدل خسته ماند....آن هم برای قلب بی تابم.... کاش می دانستی که نگرانی را تو بریام معنا بخشیدی..نگران روح زیبای خسته ات بودم.... نگران لحظه های شادی بودم که در پس آنها خستگی موج می زد... کوچک بزرگم.... خسته نباشی....و روحت شاد
نرگس | جمعه هشتم دی 1385 |
خورشیدهمیشه تابان..سلام.. خوبی نقطه چین اینه که یه روزی پر میشه...ذاتش خالی بودنه...ولی جوهرش اینه که یه روزی پر شه... "مثل کوه...ذات کوه سکونه...جوهرش اینه که یه روزی حرکت می کنه"..خدایا..اون روزی که کوه ها به حرکت در میان ..ما رو شرمنده ی خودت نکن... تو توی آسمون نیستی .. پس یه جای خلوت گوشه ی دلم پیدا کردم...می دونم یه روزی تو رو یه گوشه ای از دلم پیدا می کنم... هر چی بیشتر بشکنم..تو رو زودتر پیدا می کنم..پس بشکن! بشکن این غرور لعنتی رو... بذار وقتی جلوی آینه می ایستم تو رو ببینم..بذار "من " من رو هر چه زودتر پیدا کنم... نرگس تو بحرانی ترین روزهای عمرش رو طی کرده...این ها در مقابل مشکلی به اون بزرگی چیزی نیست.. اونجا هم تو تنها کسی بودی که کمکم کردی ..وقتی که همه مسخره ام می کردن...وقتی هیش کی نتونست ........(کاش نقطه چین رو نمی آفریدی..!) می دونم تو همیشه هستی...پس من هم می مونم.. "ماندن را می آموزم..افسانه را می پذیرم...و به تو هم خواهم رسید..چون آنکه می رسد پذیرفته می شود..."... منو این گوشه ی دلم ببین.. ابلیس در این دل راه ندارد... حتی وقتی تو را انکار کردم هم ابلیس را اجازه ی ورود ندادم.. یادت می آید؟!! می خواهم و می توانم وفادارترین نرگس مست تو باشم باغبان ازلی و ابدی... هرگز به او که مست توست نگو برو...چون هرگز نمی رود... نمی خواهم استثناء باشم..همین قدر که به تو برسم و تو مرا بپذیری برایم کافی ست .... امید دارم روزی به حرمت اشک هایی که لحظه لحظه به یادت جاری ست.... مرا ببخشی.. ا (از) .. .. .... ..، ب (به) .. ....، پ (پرسش )... ...... .. ت(تو) .... ..، ث (3) .. ..... .. ... ....، ج (جدایی) .. چ (چاره) ....، ح (حد) .. .... ... ....، خ (خدا) .. .. ..... . د (دانستن) .. ... .....، ذ(ذ حل) ر(رسم) ز(زندگی) ... .....، ژ(ژاژخایان) .. س(سکوت) .. .... ....، ش(شوکت) . ص(صلابت) .. ض(ضجرت) .. .. ..... .. ... . .... .. ط(طارم اعلی) ..... .. ظ(ظالمانه) .. ع(عرش) ... ...... .. ..... .. ...، غ(غرور) .. ... ... ..... .. ...، .. .. .. .. ..... ... ... ف(فرشته ی) ..... ق(قانون شکن تو)، ک(کفر) .. ... .... .. .... ...، گ(گویا) .. .....، ل(لا اله الا الله)، م(ما را) .. ن(نور) ..... .... .....، و(وحی) .... ..... ه(هر آنچه) .. .... ..... .....، ی(یا رب العالمین)
نرگس | چهارشنبه ششم دی 1385 |